|
19 آبان 1391برچسب:, :: 11:52 :: نويسنده : mojtaba
بـــی تـــو در ایـــن انتـــظار میــمیـــرم
گفتنش خی سخته اما
احسـ ـاس میکـ ـنم تو این انتـ ـ ـ ـ ـ ـ ـظار پیرشـ ـدم
خدابا
![]()
19 آبان 1391برچسب:, :: 11:52 :: نويسنده : mojtaba
![]()
19 آبان 1391برچسب:, :: 11:52 :: نويسنده : mojtaba
![]()
جمعه 19 آبان 1391برچسب:, :: 10:57 :: نويسنده : mojtaba
رزی سرخ هدیه ام به تو بود ![]()
جمعه 19 آبان 1391برچسب:, :: 10:56 :: نويسنده : mojtaba
تو کویردور یه درختی خسته بود یه درخت ناامید که دلش شکسته بود روی اون درخت پیر طناب پاره ای بود اون طناب دار یه عاشق بیچاره بود شبی از شبهاغم هوا را گرفته بود رفتنش رو به کویر به کسی نگفت رفت و رفت تا رسید به درخت و طناب دار بست به دلش گفت که بایددیگهاز دنیا گست طناب داررا گرفت و دور گردنش گذاشت چشماشو بست و دیگه خنده بر لب نداشت اما طناب پاره شدددددددددددد جوون ما بدونین حتی مرگ نمیشه چاره این یه جورایی بشیه منه شاید واقعا مرگ چارش نیست شاید.... ![]()
جمعه 19 آبان 1391برچسب:, :: 10:33 :: نويسنده : mojtaba
ما به هیچ وجه مجبوربه باورهرچه دیگران درباره ی مافکرمی کنند نیستیم اما اگرازانچه نزدیکانمان می خواهند بگویند هراس داریم باید گوش به زنگ باشیم اگرصادقانه معتقد باشیم که انچه درباره ی ما گفته اند واقعیت ندارد ناراحت نخواهیم شد فقط هنگامی نا راحت می شویم که خودرا فریب دهیم ودیگران متوجه این موضوع می شوند پس مواظب باشیم که خودرافریب ندهیم ![]()
جمعه 19 آبان 1391برچسب:, :: 10:7 :: نويسنده : mojtaba
زندگی زیباست ، اگر روح آزاد عشق و محبت اسیر زندان فراموشی دل نگردد و خزان یأس گلبوته های امید بهار جان را در وسعت انتظار زرد خویش ، مدفون نسازد زندگی زیباست اگر عقده های زخمی بزرگ ، طپش زیستن را از قلب کوچک کبوترها نرباید و در ذهن شلوغ بیشه زار اندیشه ، مرگ نیلوفرهای وحشی نروید زندگی زیباست اگر لب خوفناک تیرها ، خون بیدهای مجنون را در جام سبز لیلای چمن نریزد و دست بی خبر طوفان ، گل خواب را در صدف آبی باغ پرپر نکند زندگی زیباست اگر کنار جویباران نیم خفته ، غزالهای خسته دشت از آغوش وهم و هراس بگریزند و در بال رویاهای شیرین به آن سوی حصارهای شب سفر کنند زندگی زیباست اگر خرمن هستی جنگل در خشم آتشین تندر نسوزد و خاکستر سیاه مرگ تن پوش درختان بی پناه و محزون نگردد زندگی زیباست اگر پری مهربان قصه ها از بستر خاطره ها برخیزد و در معصومیت و صداقت ناب کودکان همواره زنده بماند زندگی زیباست اگر هوای نگاه تو از آه سینه سوز خاکهای افسرده بارانی شود و مسیح دستانت در کالبد دستهای مرده بذر حیات و رویش بپاشد زندگی زیباست اگر من و تو در کشتزار قلبمان گلی بکاریم که هیچ کس را یارای چیدن آن نباشد و هیچ اشکی جز اشک شبانه عشق رخسار زیبایش را نشوید زندگی زیباست حتی برای تو که هم آغوش رنج و حرمانی و آفتاب شادی رابه خنجر زهر آلود شب غم سپرده ای آری زندگی برای تو نیز زیباست زیرا روزی مهمانی عزیز در خانه دلت را خواهد زد و با حضورش زندگی را از نو به تو تقدیم خواهد کرد مهمانی که عشق نام دارد
ادامه مطلب ... ![]()
جمعه 19 آبان 1391برچسب:, :: 1:22 :: نويسنده : mojtaba
چه تلخ است… یاد آوری سرآغاز عشقی که گمان می رفت ، جاودانه باشد…
![]()
جمعه 19 آبان 1391برچسب:, :: 1:15 :: نويسنده : mojtaba
تو بو می دهی معنا می دهی
![]() ![]() |